بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
مقدمهء مصحح 11
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
آيه بنحو فوق الذكر پرداخته ، و در اين امر نيز نهايت دقت را رعايت كرده و غايت متانت را بخرج داده است ، و فقط بروايت از كتب مهمهء معتبره در ميان فرقهء حقهء اثنا عشريه كثّرهم اللَّه تعالى اكتفاء كرده است و مانند بعضى از علما ، فوق العاده اطاله نداده است كه جنبهء تفسيرى فوت شود و صورت كتاب خبر مانند بعضى تفاسير بر خود بگيرد . و خلاصه در هر مورد از مآخذ روايت به ميزان لازم اكتفاء نموده است . 3 - در هر جا كه تعارض و تنافى در ميان دو روايت يا بيشتر بوده و يا توهم ميشده است بجمع ما بين آنها بر وجه دلپذير پرداخته و عدم تنافى را روشن ساخته است . 4 - در هر مورد كه بيانات خاصه مورد قبول عامه نبوده دلائل عدم قبول آنها را ذكر كرده سپس بر دو جواب از آنها بنحو منصفانه شروع نموده و مبحث مورد نزاع را بدينوسيله منقح نموده است و با تمام اخلاص و ارادتى كه بخاندان عصمت و طهارت عليهم السلام داشته در مورد مخالفين ايشان عفت قلم را از دست نداده و از حدّ ادب و نزاكت خارج نشده است . 5 - در قسمتهاى ادبى و نيز در نقل قصص تاريخى بطور متوسط وارد شده و اطنابى كه در بعضى از تفاسير ديده مىشود ندارد . 6 - مفسر رحمه اللَّه باقوال مفسرين احاطهء كامل داشته و هر نوع تنافى را كه در سخنان ايشان ديده و لو اينكه بين آن دو متنافى چند سوره فاصله باشد اشاره كرده است . 7 - بواسطهء تبحرى كه در رجال داشته ( و كتاب خير الرجال و محبوب القلوب شاهد آن هستند ) نكات لازم را دربارهء رجال بيان نموده است ، مثلا در ترجمهء روايتى كه راوى آن ابو هاشم جعفرى است ميگويد « ابو هاشم جعفرى كه از اولاد جعفر طيار است و به همين جهت جعفرى گفته شده روايت كرده است كه . . . » و در روايت ديگر كه راوى آن رحمة بن صدقه است مرقوم داشته « رحمة بن صدقه كه حالش در رجال معلوم نيست چنين روايت كرده است . . . » الى غير ذلك .